یکشنبه, 30 آبان 1395 ساعت 19:46

دیانت بهائی : آئین مردم سالاری و صلح

نوشته شده توسط 

• تعاریف و مفاهیم اولیه
برای تأملی درباره ارتباط مردم سالاری ( دموکراسی ) و صلح ، طبعاً باید تعاریفی ازین دو دانست و سپس به جستجوی ارتباط نظری یا عملی میان شان پرداخت.



می توان برای صلح – مقابل جنگ و حرب (۱)- معنایی لغوی یافت: آشتی و آشتی کردن و دوستی و نیز رضایت و سازش طرفین یک منازعه. چنانچه راغب اصفهانی در «المفردات فی غریب القرآن» آن را مقابل «فساد(=نابودی و خرابی) و تباهی» می داند و در عرف سیاسی آن را حالت مستقر شده پس از خاتمه جنگ یا به معنای پایان جنگ و یا در حالت کلی نبودن جنگ و ناآرامی دانسته اند و بعضاً به عمل پایان بخشیدن به جنگ و اختلاف هم اطلاق شده و در حالت عمومی عدم مخاصمه مبتنی بر پیمان صلح نیز دانسته شده است . (۲)
اما تعریف مردم سالاری همچون دیگر اصطلاحات علوم سیاسی (فلسفه سیاسی و سیاست) بعضاً نزد فیلسوفان سیاسی و سیاستمداران دارای تفاوت ها و گاه اختلافاتی در معنا است که عمل مردم سالاری را در فلسفه سیاسی و سیاست عملی متفاوت می سازد.
هنگامی که از مردم سالاری صحبت می کنیم با سؤالاتی ازین دست مواجه می شویم: منظور از مردم چیست؟ سالارگری مردم در چه زمینه است؟ و اگر به اصل واژه آن بازگردیم – که باید چنین کنیم – با کلمه دموکراسی DEMOCRACY روبرو می شویم که در ریشه های لاتین آن دارای دو وجه DEMOS = مردم و KRATIA = اقتدار و حاکمیت معنا دارد و مجموعاً "حاکمیت مردم یا قانون گذاری به وسیله مردم" یا به تعبیری عام تر " حکومت مردم بر مردم" معنا می دهد. در تعریفی نسبتاً جامع شاید بتوان گفت: " دموکراسی حکومتی است که به نوع تصمیم گیری جمعی تعلق دارد.در این حکومت نمایندگانی از سوی اکثریت مردم انتخاب می شوند تا بر آنان حکومت کنند. نمایندگان برگزیده مردم پس از مشورت و بررسی طولانی، قوانینی را تصویب کرده به آگاهی مردم می¬رسانند به طوری که بر هیچ کس پوشیده نباشد تا بدین وسیله آزادی و برابری را در جامعه به لحاظ اظهار نظر و رأی ، حق انتخاب و امکان إعمال نظارت پیاده کنند." ایده بنیادی این شیوه بر این مبنا است: تصمیم هایی که بر اجتماع اثر می گذارد باید با نظر کلیه افراد آن اجتماع گرفته شود و اعضای جامعه باید دارای حق برابر برای شرکت در تصمیم گیری باشند . (۳)
لزوم روشن بودن اجزاء تعریف دموکراسی ذهن پرسشگر را به این سؤالاتی ازین دست مشغول می سازد: "منظور از مردم چیست؟کدام مردم (۴) ؟ گروهی منتصب یا منتخب یا اکثریت مردم؟ این گروه شامل کدام گروه سنی جمعیت است؟ حاکمیت و قانون گذاری معنایش چیست؟ این امر توسط مردم چگونه انجام و کنترل می شود؟ قانون گذاری شامل چه چیزهایی است؟ و ...". پاسخ به این پرسش ها در طول تاریخ بشری و تاریخ مدون سیاسی موجود از دوره یونان باستان که خاستگاه این معنا می باشد تا به امروز ، دستخوش تغییراتی بوده است و تفصیل آن را باید تواریخ فلسفه سیاسی و تاریخ سیاست جستجو و مطالعه نمود . (۵)
چنین پرسش هایی تعاریف موجود را در دو دسته عمده جای می دهد. گروهی که مردم سالاری را شیوه ای حکومتی می دانند و در تعاریف کلاسیک رایج فوق در بندهای پیشین به صورتی فشرده درج شد و دسته ای که آن را فراتر از شیوه حکومتی، "شیوه زندگی " معرفی می کنند.
بر پایه این باور که دموکراسی حاکمیت یا قانون گذاری به وسیله مردم است، معتقدانش عقیده دارند وظیفه حکومت دموکراتیک برپاساختن جمهوری است که در آن قانون گذاری توسط خود مردم انجام می شود و اجتماع به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در تصمیم گیری¬های مربوط به خود می تواند شرکت کند یا مشارکت دارد.همانطور که ذکر شد تصمیم گیری در چنین شیوه حکومتی محصول ایده و انتخاب و رأی کلیه افراد جامعه و حق برابر همگانی در اتخاذ تصمیمات (قانون گذاری) است.
در چنین حکومتی که برآمده از انتخاب و رأی مردمان می باشد چند مسئله به صورتی بنیادی مد نظر و مورد رعایت است. از سویی دو اصل نظارت همگانی بر تصمیم گیری جمعی و دانستن حق برابر برای إعمال این نظارت وجود دارد، از سوی دیگر حکومت برآمده از انتخاب مردم پاسخگوی نیازها و انتظارات و پرسش¬ها و رویکردهای نظارتی جامعه ای است که در آن بزرگسالان حق مساوی انتخاب و رأی دادن و نیز انتخاب شدن را دارند و قانون نیز حافظ حقوق مدنی و سیاسی آحاد جامعه می باشد.

 

طرفداران مردم سالاری یا حکومت مردم سالارانه به امتیازاتی چون جلوگیری از خودکامگی و استبداد رأی حاکمان، تضمین حقوق اساسی از جمله حق مشارکت و برابری و آزادی شهروندان، رشد صفات انسانی مانند صداقت و انصاف و عشق، ارتقاء تعهدات و مسئولیت¬های اخلاقی در افراد، صلح آمیز نمودن تعاملات شهروندان و ... قائل می شوند و ازین رهگذر "مردم" بنیان زندگی سیاسی اند و قدرت و حاکمیت سیاسی تنها به وسیله ایشان تحقق می یابد که ناشی از تصمیمات آزادانه مردم است در تمام امور زندگی خود از جمله انتخاب های سیاسی و این معنی است که معنای "خود حکومتی" یا "حکومت مردم بر خود"را شکل می دهد .(۶)
گروهی دیگر از نظریه پردازان علوم سیاسی و اجتماعی دموکراسی را شیوه ای از زندگی می دانند. از جمله "جان دیوئی" آن را فراتر از شیوه حکومت و قانون گذاری و اداره جامعه برشمرده و آن را روش زندگی فردی و اجتماعی می داند که بنیادش "ایمان به توانایی طبیعت آدمی و هوش و نیرویی است که از همکاری و تجربه همگانی" بر می خیزد. با این ذهنیتْ دموکراسی علاوه بر شیوه حکومتی، الگویی است که برخاسته از تجربه درهم تنیده و متصل به یکدیگر اعضای جامعه می باشد و بر این پایه هدف مردم سالاری را تعامل هر چه بیشتر افراد و رشد همه جانبه آنان لحاظ می کنند.
دیوئی عقیده داشت دموکراسی و شریک اصلی اش "تعلیم و تربیت" باید سه مشخصه "فردیت، شهروندی و انسانیت" را پرورش و رشد دهند که مشخصات اعضای یک فرهنگ و جامعه دموکراتیک می باشند. پرورش"فردیت" آن چیزی را که به طور منحصر به فرد درون هر شخص وجود دارد رشد می دهد و حفظ می کند. "شهروندی" روحیه و انگیزه مشارکت در یک "جمهوری" و نیز داشتن مسئولیت توسعه مهارت ها و نقش هایی است که برای سعادت جامعه ضروری هستند و بالاخره "انسانیت" ویژگی پیوند دهنده نوع بشر و مسئولیت، جهت و کوشش ما برای تحقق چیزی است که ارسطو "کمال روح" می نامد. نکته مهم در این مقام آن است که "ارتباط بین انسان ها" سبب برقراری تعادل میان این سه ویژگی می گردد و هر یک ازین سه، چون از اعتدال خارج شوند تهدیدی برای عدم شکل گیری، نقض یا تخریب دموکراسی خواهد بود.
نظریه پردازان دیگر که دموکراسی را مفهومی از زندگی می دانند بر این باورند که مردم سالاری امکان رشد و پیشرفت را برای آحاد جامعه فراهم می کند. از جمله " سی تارامو" جامعه دموکراتیک را جامعه ای می داند که اولاً در آن هر شخص از فرصت مناسب برای شکوفایی توانایی¬هایش بهره مند است.ثانیاً در آن افراد جامعه در قدرت و مسئولیت شریک اند و حق انتخاب، اظهار نظر،ابداع رأی، نظارت و پرسشگری و پاسخ خواهی دارند.ثالثاً برای حل مسائل جامعه به جای استفاده از دستور،اجبار و خشونت از «گفتگو، مذاکره و توافق» استفاده می شود.
در کنار همه این دیدگاه¬ها و برخی دیگر که به دلیل کمی مجال ذکر نشد نظری وجود دارد بر این مبنا که با لحاظ کردن واقعیت ها نمی توان برای دموکراسی تعریف واحدی ارائه داد چنانکه "فدریکو مایور" معتقد است مفاهیم متفاوت و متعددی درباره محتوی و شکل های دموکراسی وجود دارد که غالباً ملهَم از تجربیات گوناگون تاریخی و فرهنگی ملل مختلف می باشد و هر فرهنگ و جامعه ای برای ترویج دموکراسی در آن باید خصلت های منحصر به فرد آن اجتماع را در نظر گرفت. بدین ترتیب نه تنها به عنوان زیرساختی فرهنگی، بلکه به عنوان شیوه حکومتی در هر اجتماع می تواند "دموکراسی"بر پایه فرهنگ خاص آن جامعه، محتوای ویژه ای به خود گیرد و تعریف و شیوه مردم سالاریِ آن منعکس کننده ویژگی خاص آن جامعه باشد. (۷) چنین است که می بینیم برای نمونه دموکراسی آمریکایی اگر چه در بنیادها با دموکراسی مثلاً سوئدی مشترک است اما تفاوت هایی سرزمینی و برخاسته از تاریخ و فرهنگ هر کشور دارد که از الگوی آمریکایی استفاده می کنند(۸) و این گونه انواع مختلف مردم سالاری مانند دموکراسی های "مستقیم،نمایندگی یا پارلمانی،لیبرال یا آزادی گرا،سوسیالیستی،کثرت گرا یا پلورالیستی،مشارکتی،چندحزبی،دینی و ..."(۹) پدید آمده و به عنوان مدل های دموکراسی در کشورهای گوناگون به کار گرفته شده اند.
در مورد دموکراسی بسیار می توان گفت و نوشت و برای شناخت بهتر و بیشتر باید به منابع معتبر دراین باره رجوع کرد .(۱۰)در اینجا برای ورود به مبحث بعدی تنها به ذکر اشارت گونه این موضوع بسنده می گردد که اصول و پایه¬های دموکراسی بر اساس "مقبولیت و رضایت، حاکمیت و مشارکت سیاسی، برابری، آزادی، حاکمیت قانون، حکومت اکثریت، سیستم نمایندگی، عقل جمعی، حاکمیت بر سرنوشت خویش، عدالت، احترام به فرد،مسئولیت فردی،نوآوری و التزام به پیشرفت، تغییر صلح آمیز و ..."استوار است . (۱۱)
ذکر این نکته یعنی با همه مزایای برشمرده برای الگوی حکومتی دموکراسی، نقدهایی جدی بر این مدل اداره جامعه وارد است ضروری است و خواننده این مقال برای آگاهی به منابع مربوطه ارجاع داده می شود . (۱۲)

• ارتباط میان صلح و دموکراسی
ایمانوئل کانت(۱۸۰۴-۱۷۲۸م.) (۱۳) فیلسوف شهیر آلمانی در رساله "طرحی فلسفی به سوی صلح ابدی" (۱۴) که در سال ۱۷۹۵م. منتشر نمود، پیوند میان صلح و دموکراسی را تبیین و ارائه می کند؛ ازین رو او را مبتکر "نظریه صلح دموکراتیک" می دانند . (۱۵)

 9

کانت مردم را به طور طبیعی پرهیزکار از هر نوع جنگی می داند چرا که شرکت در میدان نبرد و کشتار و خون ریزی، هزینه ها و درد و مشقّات و ویرانی جنگ مستقیماً بر هستی آنان هجوم می آورد و دشواری های بازسازی و مخارج سنگین آن نیز بر دوش آنان سنگینی می کند؛ اما صرف این پرهیزکاری مانع از بروز جنگ نمی شود بلکه باید دموکراسی بر روابط مردم و دولت هایشان حاکم شود و این میسر نخواهد شد مگر آنکه آگاهی و فهم بشر رشد و پیشرفت یابد و این رشدِ قطعی است که در نگاه غایت بینانه کانت به تاریخ و سرانجام آن صلح ابدی را میان دولت های دموکراتیک مستقر خواهد نمود.
فیلسوف آلمانی رخ نمایی این آرزوی بلند را نیازمند تحقق پیش شرط ها و شرط هایی اعلام می کند. برخی ازین پیش شرط ها عبارت اند از "شفافیت و پرهیز از صلح موقت و فریبکارانه به منظور تدارک نبرد جدید، برچیده و منسوخ شدن ارتش های ثابت و حرفه ای و تشکیل نیروی نظامیِ مردمی برای دفاع ملی، عدم مداخله کشورها در امور داخلی و قانون اساسی و حکومت و اداره کشورهای دیگر و ...".
اما کانت سه شرط اساسی برای استقرار صلح پایدار در اندیشه صلح جوی خود برمی شمارد.در ذیل به اختصار آنان را مرور می کنیم.
۱. نظام جمهوری: این نظام بر پایه قانون اساسی که برآیند قرارداد اجتماعی برآمده از اراده و خواست عمومی آحاد جامعه است، استوار می باشد. بنیان های این نظام حکومتی بر "باور به انسان بودن و برخورداری از آزادی، تبعیت و وابستگی به قانون، شهروندی و برابری در برابر قانون" بنا می شود.جمهوری کانتی، دموکراسی از نوع نمایندگی(پارلمانی) است و قوای سه گانه اجرائی، قانون گذاری و قضائی از یکدیگر جدا و مستقل اند.
۲. فدراسیون دولت های آزاد: این مجمع نهادی بین المللی است متشکل از دولت های جمهوری که هدف اش پاسداری از صلح است و مرجعی است برای رسیدگی به دادخواهی کشورهایی که مورد مداخله تجاوز و هجوم نظامی قرار گرفته اند. به عبارت دیگر این تشکّل بین المللی دو وظیفه اصلی دارد:۱- تعهد و اقدام به عدم مداخله کشورهای عضو در امور داخلی یکدیگر.۲.همسویی متحدانه در حمایت و دفاع از یکدیگر در برابر تجاوزهای فرا مرزی. بدیهی است که اگر دولتها متعهد به عدم دخالت در امور ( سیاسی- اقتصادی- اجتماعی و حتی سرزمینی و مرزی) یکدیگر شوند جنگی رخ نمی دهد تا دفاع مشترکی از اعضای دوَل متحد بر علیه دولت خاطی شکل گیرد.
۳. حق جهان شهری: این حق مبتنی بر روابط آزاد انسان ها در قالب حق ورود به جوامع و سرزمین های یکدیگر، دیدار، ارتباط، دادوستد در چارچوبی صلح آمیز که صلح دموکراتیک از آن به عنوان "میهمان نوازی جهانی" یاد می کند و البته قواعدی همچون جواز شهروندان هر کشور برای مهاجرت و اسکان در سرزمینی که می خواهند، حق دولت ها برای اخراج مهاجر در صورت ارتکاب جرم یا جنایت یا عدم متابعت قوانین کشور محل سکونت و ... این حق را قاعده مند و حراست می کند.
بر این دیدگاه جهان شهری، انسان ها در کره خاکی به یکدیگر نزدیک تر شده و "جهان شهر" را شکل داده و از ساکنان آن شهروند جهانی می سازد. شهروندی که دارای وظایف،مسئولیت ها،تعهدات و حقوقی در برابر سرزمین اسکان خود و دیگر کشورها و کل جهان می باشد. (۱۶)
بر پایه این سه شرط به تعبیر کانت می توان در سایه نوعی قرارداد فدرال میان دولت ها و استقرار حکومت قانون به جنگ و خشونت پایان داد. فدراسیونی که مد نظر این فیلسوف نظریه پرداز است می تواند به پیمان صلح دائمی متصل شود و حافظ آن باشد به شرطی که قانون اساسی و نظام جمهوری در کشورهای عضو برپا شود و به واسطه آن اهرم قدرتمند کنترل بر حکومت ها فراهم می گردد و آنان را از اغراض و اهداف و اعمال تجاوزگرانه باز می دارد زیرا به واسطه قانون و نظام جمهوری مردم نظارت و کنترل بر اوضاع و حرکت و اقدامات حکومت ها را بر عهده و در دست دارند.از طرف دیگر قوانین ملت ها نیز باید بر پایه قوانین کلی فدراسیون دولت ها تهیه شود و به مدد آن حکومت های خاطی یا متجاوز عادلانه تنبیه شوند یا در برابر اقدامات عصیان گرانه و سرپیچی از قوانین بین المللی آنها مقاومت یا اقدامات بازدارنده مؤثر انجام شود. و بالاخره آنکه هدف نهایی پیشرفت انسان آن است که از وضعیت طبیعی (غریزی) غیراخلاقی بیرون آمده و عضو جامعه اخلاقی و مدنی شود. ازین رهگذر همه انسان ها فارغ از رنگ و نژاد و ملیت باید بالقوه به عنوان یکی از اعضای این فدراسیون جهانی دیده شوند و از حقوق و رفتار یکسان حکومت ها با خود بهره مند گردند. (۱۷)

کانت در مورد تحقق شرط های سه گانه دستیابی به صلح ابدی، حرکتی تدریجی و گام به گام را توصیه می کند و حرکت های شتابان و اقدامات انقلابی و بالابردن سرعت تحولات را موجب آشفتگی و هرج و مرج می داند. به اعتقاد او سرعت فرآیند صلح پایدار باید با "میزان فرهنگ پذیری،قانون گرایی و خرد افراد و حکومت ها" هماهنگ باشد وگرنه این حرکت به مقصود واصل نخواهد شد در عین آنکه چنان رخدادی با چنین وسعت و عمقی با پرداخت هزینه ها و انجام تلاش ها و فداکاری ها بدست می آید و امری سهل الوصول و رایگان نخواهد بود.
بررسی صلح اندیشی کانت و طراحی او را باید با ایده "جمهوری جهانی" کامل نمود که بدان در نظریه سیاسی اش پرداخته است. از دیدگاه او تأسیس حکومت واحد جهانی اگر چه پدیده ای بزرگ و والاست اما کاری به غایت دشوار و حتی پر خطر است چرا که این حکومت به دلیل گستردگی قلمرو آن برای تنفیذ قدرت و اداره امور، نیازمند إعمال نظمی آهنین و فراگیر است. وی مخاطرات بر سر راه چنین حکومتی را از جمله استبداد و خودکامگی مطلق، سوق به وضعیت جنگی به دلیل وسعت منطقه و کثرت افراد تحت حکومت که باید همگی در ظلّ حفظ و مدیریت چنین حاکمیتی باشند، می بیند اما در مجموع آن را ایده ای مثبت می خواند که در آینده نتیجه دست یابی بشریت به "روشنگری،خردمندی،اندیشمندی و بلوغ" ممکن و تحقق پذیر خواهد بود.
با همه این تفاصیل به ویژه در دوران معاصر اندیشمندانی چون وودرو ویلسون(رئیس جمهوری آمریکا در دوران جنگ جهانی اول)، آر.جی.رامل، جان رالز، جوزف شومپیتر و ... به ارائه نظریه در زمینه روابط مردم سالاری و صلح پرداخته اند که برای آگاهی از آن باید به منابع مربوطه مراجعه نمود . (۱۸) اما چیزی که از فلسفه و طرح کانت و دیگر اندیشمندان صلح پایدار در ارتباط با دموکراسی بر می آید آن است که تحقق شرط های بنیادین صلح همگی در گرو "گفتگو" است. گفتگویی آزاد توأم با احترام به کرامت انسانی و حقوق متقابل و رعایت عدالت. (۱۹)
و اما در پی این نظریه پردازی ها و در طی تجارب دو نبرد جهانی اول و دوم و جنگ های منطقه ای بسیار به ویژه در قرن بیستم، در سال ۱۹۹۲ "پطرس غالی" دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، طرحی را برای برقراری صلح ارائه نمود که در مجمع عمومی سازمان ملل ارائه شد و به تأیید کشورهای جهان رسید و در سال ۱۹۹۵ نیز ویراست دومی از آن نیز منتشر و مورد تأیید اعضای سازمان ملل قرار گرفت.

"دستور کار برای صلح ۱۹۹۲ و سند مکمل۱۹۹۵ " (۲۰)

98
کانت بیش از دو سده قبل ارتباط میان صلح و مردم سالاری را در چارچوب شکل گیری " فدراسیون جمهوری ها یا دولت های آزاد" بیان می کند. شکلی که هم در اجزاء خود یعنی حکومت های جمهوری متضمن دموکراسی به معنای مشارکت مردم در قانون گذاری و نظارت بر حُسن اجرای آن است و هم در کلیّت خویش یعنی روابط فدرالی میان جمهوری ها در سطح کلان حاوی و مجری قواعد دموکراسی می باشد.
در دوران معاصر اما شاید بتوان فارغ از نظریه پردازی های فیلسوفان سیاسی و اجتماعی مانند "جان رالز" و ... مشخص ترین طرح یا در واقع طراحی برای استقرار صلح جهانی که مبتنی بر دموکراسی و اصول و فروع آن است و به روشنی بر تحقق و استقرار "صلح دموکراتیک" متمرکز می باشد، در گزارش پطرس غالی دبیرکل سازمان ملل متحد(۱۹۹۲تا۱۹۹۶) یافت که تحت عنوان "دستورکاری برای صلح" در سال ۳۱ ژانویه ۱۹۹۲ به تصویب سران شورای امنیت رسیده، سند مکمل آن در سال ۱۹۹۵ منتشر شد و در فحوای آن حکومت قانون و برقراری دولت های دموکراتیک در کشورها لازمه تحقق صلح در جهان اعلام گشت و به تبع آن در "اعلامیه هزاره" سران دولت ها چنین ابراز داشتند که برای اجرای اصول و شیوه های دموکراسی اقدام خواهند کرد.
در سند ۱۹۹۲ چنین آمده است که پس از خاتمه "جنگ سرد" سازمان ملل می تواند وظیفه صلح و امنیت بین المللی را به طور واقعی انجام دهد اما بستر سازی و برقراری امنیت بین المللی بسیار مهم است. از نظر دبیر کل "توسعه" (۲۱) به عنوان یک حق اساسی بشر، مطمئن ترین بنیان برای صلح و بدون آن امکان صلح پایدار وجود ندارد. او همچنان مطمئن بود که هرچند دموکراسی تنها وسیله دستیابی به حکومت بهتر نیست ولی تنها وسیله قابل اطمینان است. زیرا دموکراسی امکان مشارکت وسیع مردم را فراهم می کند و تأمین کننده مشروعیت سیاسی دولت هاست. مشروعیت سیاسی موجب می شود تا دولت ها جهت اجرای سیاست ها و وظایف شان به نحوی مؤثر و کارآ تقویت شوند و با این قوی سازی مشارکت مردم در تصمیم گیری ها، دولت و مردم به هم نزدیکتر شوند.

اگر چه در منشور سازمان ملل حقوق ملت ها در جمله "اصل حق تعیین سرنوشت ملت ها"، "اصل عدم مداخله کشورها در امور داخلی یکدیگر" و "اصل عدم به کارگیری زور در روابط بین الملل" لحاظ شده است و همگی در جهت تأمین و حفظ صلح می باشد اما همانطور که تاریخ نشان می دهد و در گزارش های سازمان ملل متحد نیز منعکس است برقراری صلح صرفاً جنبه دستوری و ابلاغی و قراردادی (تعهدی در قالب پیمان های بین المللی) که زور و اقدامات تنبیهی جهانی حافظ آن است، ندارد بلکه نیازمند استقرار روابط صلح آمیز میان مردم از یک سو و میان مردم و دولت های خود در چارچوب حق و اصل مشارکت انسان ها در تعیین سرنوشت سیاسی- اجتماعی- اداری کشور خویش در قالب شرکت در امور قانون گذاری، نظارت و کنترل و در صورت نیاز درخواست و اعمال تجدید نظر یا اصلاح قوانین و روش های تصمیم گیری شده یا عزل و تغییر و حتی افراد اداره کننده و حاکم و مجری قوانین است . (۲۲)
این برقراری رابطه صلح آمیز که در طرح های اندیشمندانه مبتنی بر تفکر و تاریخ نگری بیان شده اند مستلزم برقراری مردم سالاری است که خود نیازمند "آموزش و فرهنگ سازی بنیادی" در اذهان و افکار مردم می باشد. از جمله این اقدامات توسعه فکری نیز می توان به بنیادی ترین آن یعنی "دموکراتیزه کردن آموزش و پرورش" اشاره کرد (۲۳) که به تربیت نسل هائی می پردازد تا در بزرگسالی خویش تصمیم گیرنده و قانون گذار و مصدر اداره امور جامعه خود و جامعه جهانی شوند.
اما دیدگاه دیانت بهائی در زمینه برقراری صلح و ارتباط آن با حاکمیت مردم حاوی نکاتی است که هیچ کدام از نظریه پردازها و سندهای بین المللی به آن توجه نمی کنند و آن بنیاد روحانی و اعتقادی صلح و صلح اندیشی و ارتباط انسان ها در قالب رابطه مردم با یکدیگر ، با دولت های حاکم بر خود و با مردم جهان و میان دولت های حاکم بر کشورهاست. این همان نکته مهمی است که نظریه پردازان سیاسی و مجریان سیاست های ملی و بین المللی از آن غفلت می ورزند و صراحتاً به اعتقاد نگارنده این سطور تا وجوه روحانی و اعتقادی صلح اندیشی و صلح مد نظر قرار نگیرد و در روابط بشری جایگاه اول و اصلی خویش را احراز نکند هیچ مردم سالاری و صلحی به طور دائم و استوار و پایدار بر کره ارض استقرار نخواهد یافت :
اوّل و الزم قدم در راه حل مسائلمربوط به صلح جهانی آن است که موضوع صلح از مرحله صرفاً عملی و اجرائی بايد به سطحی بالاتر يعنی توجهبه موازين اخلاقی و اصولی ارتقاء داده شود. زيرا جوهرصلح و آرامش چکيدهء يک امر درونی است که با مفاهيمروحانی و معتقدات معنوی تقويت می گردد و فقط با به کاربستن اين مفاهيم و معتقدات است که راه حلّ ثابت واستواری را برای تأمين صلح جهانی می توان پيدا کرد.برای حل هر مشکل اجتماعی می توان بر اصولروحانی يا به قول ديگر بر ارزش های انسانی اتّکاء نمودزيرا هر شخص خير انديشی برای مشکلات راه حلی پيشنهادمی نمايد ولی خير انديشی و داشتن دانش عملی معمولاً کافیو وافی برای حل مشکل نيست.اينجا است که اهمیت وضرورت اصول روحانی بيشتر معلوم می شود زيرا هم سبببه وجود آوردن محيط مساعدی می شود که موافق و متوازن بافطرت اصليّه انسانی است و هم يک رفتار و يک تحرّکو يک اراده و آرزوئی را بر میانگيزد که به موجب آن راه های عملی برای حل مشکل مکشوف تر و اجرايشآسان تر می گردد." (بیت العدل اعظم؛ بیانیه وعده صلح جهانی ۱۹۸۵، ص۲۶-۲۵)

• دیانت بهائی: آئین صلح
ذکر این نکته در مقدمه این بخش از نوشتۀ حاضر ضروری است که سطور و صفحات معدود پیش رو تنها اشارتی گذرا و بسیار مقدماتی بر بنیان های صلح مدار و مردم سالارانه آئین بهائی است (۲۴) و به طور مستقل هر یک از مفاهیم "مردم سالاری" و "صلح" و ارتباط و نحوه پیوند این دو به دلیل بنیانی بودن این موضوعات در شریعت بهائی باید موضوع و اساس تحقیقاتی مستقل و مفصل توسط اهل دانش و پژوهش قرار گیرد.
حماسه "روحانی- انسانی" صلح و مردم سالاری آئین بهائی در آنجا بنیان می شود که شارع این شریعت، هدف ظهور و تعالیم اش را "اتحاد مَن علی الارض" و "صلح عمومی" اعلام فرموده و در نظم اداری نوینی که از یک سو تجلیگاه روح "خدمت به عالم انسانی" و از سوی دیگر جلوه گاه نظم نوین اداری" در مدیریت جامعه بشری می باشد، از تشریع و قانون گذاری شرعی مطابق با نیاز و شرایط زمانه تا تصمیم گیری های مدیریتی و اجرائی را بر پایه محکم و تزلزل ناپذیر "مشورت" یعنی مبتنی بر آراء نفوس انسانی بنا نهاده و استوار می سازد و البته تصدی گری سیستم اداری جامعه نیز به وسیله انتخابات و با رأی عموم بهائیان مقرر می دارد.
واکاوی هر یک ازین عناصر مورد اشاره، خود نیازمند حداقل یک مقاله مستقل و مفصل است اما در این مجال اندک از نصوص حضرت بهاءالله مدد گرفته و نظری کوتاه و گذرا به چشم انداز روحانی ترسیم شده مرتبط با این مسائل در این آئین اعتقادی نوین می افکنیم.
مدعای نگارنده که "دیانت بهائی، آئین صلح و مردم سالاری است" به راحتی توسط آثار شارع این شریعت و دو نفس مقدس جانشین او و نیز "بیت العدل اعظم" که برآمده از آراء عمومی مؤمنین به این شریعت و "منتَخَبِ منتَخَبِ منتَخَبین" بهائی است، پشتیبانی می شود . (۲۵) از جمله حضرت بهاءالله در آثار خویش چنین اظهار فرموده اند:
"ای اهل عالم فضل این ظهور اعظم آنکه، آنچه سبب اختلاف و فساد و نفاق است از کتاب محو نمودیم و آنچه علت الفت و اتحاد و اتفاق است، ثبت فرمودیم. نعیماً للعاملین." (مجموعه الواح مبارکه چاپ مصر ،ص ۲۹۷)
"فسادوشئوناتآنطراًنهیشده، نهیاًعظیماًفیکتاباللهربّالعالمین."(مجموعه اشراقات، ص۱۵)
"این ظهورِ اعظم محض اصلاح عالم ظاهر شده فساد و نزاع ممنوع است. باید نفوس مُقبله به کمال رَوح و ریحان با اهل امکان معاشرت نمایند." (مجموعه عندلیب،ص۱۲۰)
"لعمرالله جدال منع شده و نزاع و فساد و سفک دماء و اعمال خبیثه کل نهی شده، نهیاً عظیماً فی کتابه العظیم." (آیات الهی ج۱،ص۲۸۶)
"با احزاب مختلفه به کمال محبت رفتار نمائید و معاشرت کنید. ضَغینه و بَغضاء، مردود بوده و هست."» (آیات الهی ج۲ / ۱۰۳) (۲۶)
بر این محور به صورتی پر شمار و مؤکد جمال قِدَم در آثار خویش علاوه بر آنکه فساد و جدال و نزاع و قتل و غارت را شأن درندگان ارض برشمرده اند (۲۷) حکم محکم متین معاشرت با جمیع احزاب و ادیان را تشریع و هر نوع مانع سبب اجتناب و اختلاف و تفریق و دوری را – ازجمله تعصب، تقلید، حکم نجاست غیر مؤمنان به ادیان - مردود دانسته و منع نموده و پیروان خویش را به مراودۀ با محبت و مودّت و وِداد و به کمال رَوح و ریحان با جمیع اهل عالم تعلیم فرموده اند . (۲۸) چرا که مَطلَع علم الهی به وحدت اصلیه نوع انسان ناظرند و همه را برگ و بار یک شجره واحده نوع انسانی می بینند که فارغ از نژاد و دین و جنسیت و باور و جغرافیا می باشد و مبداء و مرجع همگی خداوند بی مانند است و نظر به این یگانگی ذاتی، رفتار با یکدیگر به اتحاد و دوستی، امری مُبرم می گردد:
"مشکات بیان را این کلمه به مثابه مصباح است: ای اهل عالم، همه بارِ یک دار ید و برگ یک شاخسار. به کمال محبت و اتحاد و مودّت و اتفاق سلوک نمائید." (حضرت بهاءالله،مجموعه اشراقات،ص۱۳۴)
بدیهی است که وقتی جنگ و کشتار و جدال و نزاعی در میان نباشد و روابط مردمان بر پایه وحدت و اتفاق و محبت و دوستی استقرار گشته است این "صلح عمومی" است که بر روابط میان ملل و به تبع آنها دولت ها حاکم می شود. هر چند که قلم اعلی به وحی ربّانی درباره "صلح" و استقرار آن چنین هدایت می فرمایند:
"اُسّ اعظم که اداره خلق به آن مربوط ومنوط آنکه اوّل بايد وزرای بيت عدل صلح اکبر را اجرا نمايند تا عالم ازمصاريف باهظه فارغ و آزاد شود اين فقره لازم و واجب چه که محاربه ومجادله اُسّ زحمت و مشقّت است."(لوح دنیا؛ مجموعه الواح نازله بعد از کتاب اقدس،ص۵۰)
"جميع را به صلح اکبر که سبب اعظم است از برای حفظ بشر امر نموديم. سلاطين آفاق بايد به اتفاق به اين امر که سبب بزرگ است از برای راحت و حفظ عالمتمسّک فرمايند ايشان اند مشارق قدرت و مطالع اقتدار الهی. از حقّ می¬طلبيم تأييد فرمايد بر آنچهکه سبب آسايش عباد است."(لوح اشراقات؛ مجموعه الواح نازله بعد از کتاب اقدس،ص۵۰)

"و در مقامی حضرت موجود در سبب و علت اوليه سکون وراحت اُمَم وعِمارعالممی فرمايد: لابدّ بر اين است مجمع بزرگی در ارض بر پا شود وملوک و سلاطين در آن مجمع مفاوضه در صلح اکبر نمايند و آن اين است که دُوَلعظيمه برای آسايش عالم به صلح محکم متشبّث شوند و اگر مَلِکی بر مَلِکی برخيزدجميع متّفقاً بر منع قيام نمايند. در اين صورت عالم محتاج مهمّات حربيّه و صفوفعسکريّه نبوده و نيست اِلّا علیٰ قدر يحفظون بِهِ ممالکهم و بُلدانهم.اين استسبب آسايش دولت و رعيّت و مملکت. اِنشاء اللّه ملوک و سلاطين که مرايای اسمعزيز الهی اند به اين مقام فائز شوند و عالم را از سطوت ظلم محفوظ دارند."(لوح مقصود، مجموعه الواح نازله بعد از کتاب اقدس،ص۹۹)

البته استقرار صلح نیازمند وسائط دیگر نیز هست که مطلع علم خداوندی در آثار خود اهل عالم را به آن نکات و لوازم توجه کامل داده اند از جمله "برقراری عدالت،مساوات و مواسات، تشکیل محکمه کبرای بین المللی برای مرجعیت رسیدگی به اختلافات و دعاوی دولت ها، اختیار و ترویج زبان و خط واحد، اجرای تعلیم و تربیت عمومی و اجباری، تساوی حقوق رجال و نساء، رفع تبعیض های نژادی و دینی و ملی و جنسی و اقتصادی، تعدیل معیشت عمومی و برقراری عدالت اقتصادی و ..." که تحلیل و بیان تأثیرات هر یک در استقرار صلح نیازمند مجالی مفصل و دیگر است و خواننده متحری حقیقت به منابع مربوطه ارجاع داده می شوند. (۲۹)

•دیانت بهائی و منش و شیوه مردم سالاری
و اما یکی از مهمترین نمودهای روح صلح و آشتی و اتحاد و مودت و آرامش در مجاری "نظام اداری بهائی" که جامعه جهانی بهائی را از سطوح محلی تا بین المللی مدیریت و اداره می کند و بر عنصر بنیادین "مشورت" استوار است، تجلی می یابد و در روابط فی مابین اعضای این نظام اداری و نیز پیوند آحاد بهائیان با این سازمان اداری تأثیر می گذارد که با روحیه "خدمت" به انسان ها نیز در آمیخته است. به بیانی ساده تر سه عنصر "مشورت و خدمت و محبت" روح نظام اداری بهائی می باشد.
به تعبیری روشن تر عنصر مردم سالاری در نظام اداری بهائی که به اعتقاد اهل بهاء در آینده سیستم نوین اداره جهان خواهد شد در دو وجه: ۱) مشارکت آحاد بهائیان درانتخاب اعضای خادم در این ساختار مدیریتی که به امور جامعه از قبیل برنامه ریزی و مدیریت فعالیت های آموزشی، مدد رسانی به نیازمندان و بیماران، حل اختلافات و دعاوی مالی و خانوادگی و ... مشغول اند و ۲) مشورت؛ حضور ذاتی و عملی و اجرائی دارد.
گروه منتخب مردم که نمایندگان برآمده از آراء عمومی هستند و امروزه تحت عنوان "محفل" (در سطوح محلی و ملی) و "بیت العدل اعظم" در سطح بین¬المللی شناخته می شوند و در نام تشریعی خود در آثار قلم اعلی "بیت عدل" تسمیه گشته اند و در آینده تحت همین عنوان به خدمت خواهند پرداخت، در تمام زمینه های اداری و اجرایی و تصمیم گیری و برنامه ریزی و حتی تشریعی و قانون گذاری دینی که این مورد آخر در صلاحیت و اختیارات "بیت العدل اعظم" می باشد به "مشورت و مشاوره" می پردازند. "مشورت" و بهره مندی از "همفکری و اتخاذ رأی بر اساس نظر جمع و گروه" بر اساس باور روحانی و فریضه دینی "خدمت"، مبرّیٰ از هر نوع دسته بندی، تشکیل حزب و حزب گرائی و شیوه های سیاسی رایج – مانند زد و بندها و توافق های پشت پرده، لابی گری، خریدن آراء، جهت دهی به آراء و نظرات صاحبان رأی و ... - عنصر وجودی این نظام اداری است و نه تنها شیوه اصلی جاری میان اعضای این گروه های مدیریتی در زمینه های تصمیم گیری و اجراء می باشد بلکه در موارد ویژه از نظرات متخصصین در رابطه با موضوع بهره مند شده و در عین حال از طریق "ضیافت های نوزده روزه" از نظرات و آراء و اندیشه ها و پیشنهادات احباء آگاهی می یابند و بازخورد تصمیمات خود را نیز در قالب واکنش بهائیان جامعه تحت اداره خود به صورت نظری و عملی و شفاهی و مکتوب رصد کرده و مورد لحاظ و استفاده قرار می دهند . (۳۰)

دیانت بهائی به طوری کاملاً عمل گرایانه و در عین حال اصولی و عقلی و علمی، طرح زنده و نبّاض خویش برای استقرار مردم سالاری و صلح را در تفکر و باور صلح گرایانه و نظام اداری مبتنی بر "خدمتِ فارغ از قدرت طلبی و منفعت طلبی و حزب گرایی، وحدت و مشورت و مودت" به جهانیان ارائه نموده و نشان داده است. این الگویی است عملی و اجراء شده ورای نظریه پردازی های فلسفه سیاسی یا نظریه های سیاسی چرا که در پیوند با اعتقاد قلبی یکایک مؤمنان این آئین به مبادی و اصول و فروع نظری و عملی آن، در چارچوب معتقدات و احکام لازم الاجراء دیانت بهائی، در قالب عهد و پیمان مظهر الهیه اش با پیروان خود برای همدلی و همراهی و اطاعت از نظم بدیع اداری و جهانی که تشریع اش فرموده است و بالاخره در تار و پود ارتباط قلبی و ایمانی عاشقانه اهل بهاء با حضرت بهاء الله در عمل به تعالیم و احکام آن حضرت قرار دارد و اینهمه است که نظم نوین مشروع این آئین را که حاوی روح حقیقی مردم سالاری توأم با خدمت و محبت و مودت - سه خصلت مهم از مجموعه خصائل اخلاقی- وجدانی بهائیان - می باشد با حرکت پیروان این شریعت به هدف استقرار صلح بر کره خاکی که این نیز فریضه دینی معتقدان این دیانت است، پیوند می زند.
ذکر این نکته در این مقام ضروری است که مردم سالاری در نظام اداری بهائی البته تفاوت های در ماهیت و روش با دیگر نظامات دموکراتیک دارد. برای مثال در نظم اداری بهائی حزب،تحزب و تبلیغات انتخاباتی به شکل رایج نظامات دموکراتیک نمایندگی وجود ندارد و انتخاب "نفوس مؤمنه،سلیمه و فعّاله" (۳۱) بدون هیچ تبلیغاتی توسط آحاد جامعه بر اساس شناختی که هر یک از افراد نسبت به اعضای جامعه دارند انجام می گیرد و با اتخاذ آرای اکثریت، افراد منتخبْ متصدی خدمت در نظم اداری جامعه می شوند. از دیگر تفاوت های موجود میان نظامات اداری موجود و نظم اداری بهائی آن است که منتخبین مسئول و پاسخگوی انتخاب کنندگان خود نیستند. شاید این مسئله در وهله اول حیرت انگیز و متضاد با روح و معنای دموکراسی به نظر آید اما باید توجه داشت که این موضوع را باید از زوایای گوناگون مورد تأمل قرار داد. برای مثال پاسخگو نبودن اعضای محافل در برابر تصمیمات و اقدامات شان به معنی خودکامگی و مطلق بودن رأی و تصمیم این گروه یا غیر قابل تجدید نظر بودن آن نیست؛ بلکه یکایک احباء می توانند نقد و نظر خود را مستقیماً به صورت فردی یا از طریق ضیافات نوزده روزه که خود می تواند رأی و نقد مورد نظر یک فرد را به مشورت گذاشته و با اتخاذ رأی اکثریت به آن پشتوانۀ نظر جمعی بخشند به محافل ارسال دارند و درخواست بازنگری طرح و برنامه و تصمیم محفل نمایند. بدیهی است که محفل بر اساس "روح مشورت" حاکم بر ماهیت و نظام آن که امری احکامی و تشریعی است و غیر قابل تخلف، نظر و پیشنهاد اصلاحی یا جایگزین را مورد تحقیق و تأمل و بررسی قرار می دهد. باید ذکر شود در صورتی که محفل به نظر اصلاحی و پیشنهادی بنا به هر دلیل وقعی ننهاد یا دلایل محفل برای فرد یا جمعی که خواهان تجدید نظر هستند قانع کننده نبود، حق "استیناف" برای اعضای جامعه وجود دارد یعنی می توان درخواست تجدید نظر خود را به مراجع بالاتر یعنی "محفل ملی" و نهایتاً "بیت العدل اعظم" ارجاع داد و خواستار اصلاح شد. بنابراین فی الواقع تحت عناصری چون روحانیت و روحیه خدمت محفل، لزوم اطاعت از آراء محفل، اعتماد به خردمندی و صلاحیت جمعی و در نتیجه صحت رأی و تصمیم محفل، حفظ وحدت و اتحاد، پرهیز از تفرقه افکنی و مخالف خوانی¬های مخرب و قدرت طلبانه فردی یا گروهی، آراء و تصمیمات محافل از مخالفت و مقاومت نظری و عملی اعضای جامعه محفوظ می شود اما همواره مسیر استیناف و اصلاح و تغییر در کمال احترام و ادب و مودت و آرامش بر پایه حق اظهار نظر و قبول خرد فردی و جمعی و اجتماعی، باز و بدون مانعی هموار است . (۳۲)

باری خصائل محبت،خدمت و صلح را همانگونه که تاریخ این دیانت و روش و منش عملی فردی و اجتماعی پیروان آن نشان می دهد، اندیشه و عملِ مردم سالاری مبتنی بر مشورت و نظر جمعی، وحدت و آشتی و پرهیز از هر نوع جنگ و جدال را از قالب ایده و نظریه بیرون آورده و الگویی عملی برای اهل جهان به نمایش گذارده است. اگر چه شاید این روند تقلیب و غلبه کُند به نظر آید اما اهل بهاء مستبشرند که الگوی عملی حیات و رفتار بهائی در تمام ابعاد فردی و اجتماعی و اداری و عمومی سرانجام سر لوحه اعمال و اقدامات عالم بشری قرار خواهد گرفت. هر چند به ظاهر دنیای امروز غرق در ظلمت ظلم و غفلت مشاهده گردد اما در نتیجه تجارب و بلوغ عقلانی و روحانی بشریت، آینده روشن توأم با صلح و سلام، عدل و اعتدال، محبت و مودت بر عالم انسانی حاکم خواهد شد و البته وظیفه اهل بهاء در تنویر اذهان عمومی و آحاد جامعه و سیاست گذاران و مجریان آن سیاسات و در نتیجه سرعت بخشیدن به استقرار این مدنیت روحانی و ملکوت رحمانی بر عرصه کره خاکی مشخص و روشن و تبیین شده است.
«در اين دور بديع جهان جهان ديگر گردد و عالم انسانی در کمال آسايش و زينت جلوه نمايد. نزاع و جدال و قتال به صلح و راستی و آشتی مبدّل خواهد گشت. در بين طوائف و اُمم و شعوب و دُوَل محبّت و الفت حاصل شود و التيام و ارتباط محکم گردد. عاقبت حرب به کلّی ممنوع شود و چون احکام کتاب مقدّس اجرا گردد منازعات و مجادلاتدر محکمه عموميّه دول و ملل به نهايت عدالت فيصل]فیصله[ خواهد يافتومشاکل متحدّثه حلّ خواهد گشت. قطعات خمسه عالم حکم يک قطعهيابد و اُمم متعدّده يک امّت شود و روی زمين يک وطن و نوع انسانيک طائفه شود و ارتباط اقاليم و امتزاج و ائتلاف و التيام اقوامو طوائف بدرجه ای رسد که نوع بشر حکم يک خاندان و يک دودمانيابد. نور محبّت آسمانی بدرخشد و ظلمات بغض و عداوت به قدرامکان زائل گردد. صلح عمومی در قطب امکان خيمه برافرازد و شجرهمبارکه حيات چنان نشو و نما نمايد که بر شرق و غرب سايه افکند. اقويا و ضعفا و اغنيا و فقرا و طوائف متنازعه و ملل متعاديهکه مانند گرگ و بره و پلنگ و بزغاله و شير و گوساله هستند درنهايت محبّت و ائتلاف و عدالت و انصاف با هم معامله نمايند وجهان از علوم و معارف و حقايق و اسرار کائنات و معرفة اللّهم ملوّخواهد گشت.»(حضرت عبدالبهاء؛مفاوضات-،ص۴۹-۴۸)

امید نیکویی

 

منابع : 

۱- شیوه چشمت فریب جنگ داشت / ما ندانستیم و صلح انگاشتیم. ( در برخی منابع : ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم )
۲- برای تفصیل بیشتر ر.ک. به «صلح ؛ محمدعلی ابراهیمی» به نشانی :
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=43634
و نیز ر.ک. به مقاله «دیدگاه های رهیافت های مختلف روابط بین الملل نسبت به مسئله صلح؛حامد عموئی و الهام حسین خانی،فصلنامه تخصصی علوم سیاسی،شماره ۱۴،بهار۱۳۹۰»، دسترسی در نشانی:
http://www.noormags.ir/view/en/articlepage/1060850

۳- برگرفته و نقل با اندکی افزوده از مقاله «فرهنگ واژه ها: دموکراسی یا مردم سالاری؛ اکبر اسدعلی¬زاده،ماهنامه مبلغان، شماره ۶۲، دی و بهمن۱۳۸۳» به نشانی:
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/172905
۴- دموس DEMOS به معنی اراذل و اوباش، توده عوام، اقشار فرودست و ضعیف و کلیه شهروندانی است که در پالیس POLIS یا دولت - شهر زندگی می کنند.
۵- برای نمونه ای مُجمل ن.ک. به «دموکراسی چیست؟ ؛ ضیاء طرفدار» به نشانی :
http://alef.ir/vdcdfx0xsyt0f56.2a2y.html?212713
۶- نقل با تخلیص و اندکی تغییر و افزوده از «کند و کاوی در ابعاد و گستره مفهوم دموکراسی؛طاهره جاویدی کلاته جعفرآبادی، فصلنامه مجله جامعه شناسی ایران، شماره۲۶، تابستان ۱۳۸۵»، دسترسی در نشانی:
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/321976
۷- برگرفته و نقل با حذف و اضافات از مقاله «کند و کاوی در ابعاد و گستره مفهوم دموکراسی؛طاهره جاویدی کلاته جعفرآبادی، فصلنامه مجله جامعه شناسی ایران، شماره۲۶، تابستان ۱۳۸۵». برای تفصیل و آگاهی بیشتر به اصل مقاله رجوع شود.
۸- برای ملاحظه نمونه های این تفاوت ها ر.ک. به «درک دموکراسی، رویکردی بر انتخابات عمومی؛جیمز پاتریک گانینگ،ترجمه محسن رنانی و محمد خضری،سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور،۱۳۸۴، صص ۴۹-۴۶»
۹- برای تفصیل ن.ک. به مقاله «فرهنگ واژه ها: دموکراسی یا مردم سالاری؛ اکبر اسدعلی¬زاده،ماهنامه مبلغان، شماره ۶۲، دی و بهمن۱۳۸۳».
۱۰- برای نمونه ن.ک. به «فلسفه سیاسی؛ دیوید میلر،ترجمه کمال پولادی، نشر مرکز» و «فرهنگ اندیشه سیاسی،فیلیپ پی.وینر و ...، ترجمه خشایار دیمیهی، نشر نی» و ...
۱۱- برای آگاهی از معنا و چگونگی حضور و تاثیر هر یک در فرآیند مردم سالاری ر.ک. به «کند و کاوی در ابعاد و گستره مفهوم دموکراسی؛طاهره جاویدی کلاته جعفرآبادی» و «فرهنگ واژه ها: دموکراسی یا مردم سالاری؛ اکبر اسدعلی¬زاده».

۱۲- برای نمونه ر.ک. به «فلسفه سیاسی؛ دیوید میلر، فصل سوم»،«درک دموکراسی،جیمز پاتریک گانینگ،صص۵۲-۴۹» و مقالات«ژرفاندیشیدرمفهومدموکراسی؛آلن دوبنوآ، ترجمه بزرگ نادرزاد» و «نقد و نظری بر دموکراسی های غربی (بخس سوم): نقد دموکراسی های غربی؛احمد نقیب زاده» دسترسی در نشانی های:
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/93179
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/93228
۱۳- برای شناختی مقدماتی ر.ک. به مدخل ایمانوئل کانت در ویکی پدیا فارسی، به نشانی:
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A6%D9%84_%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA
۱۴- این رساله توسط دکتر باقرپرهام ترجمه و توسط «آموزشکده آنلاین برای جامعه مدنی ایران : توانا» منتشر شده است. دسترسی در نشانی:
https://tavaana.org/sites/default/files/Perpetual%20Peace_0.pdf

۱۵- پیشینه اندیشه ورزی های کانت درباره صلح را در یادداشت¬ها و آثار او به سال۱۷۵۶- ۱۷۵۵ یعنی چهل سال قبل از انتشار رساله «صلح پایدار»(= طرحی فلسفی به سوی صلح ابدی) و پس از آن در آثاری چون«معنی تاریخ عمومی همراه با هدف جهان¬شهری۱۷۸۴م.» و «رساله نقد قوه حکم۱۷۹۰م.» و ... می توان یافت. برای آشنایی با زمینه انتشار رساله مهم کانت درباره صلح ن.ک. به مقاله «صلح پایدار کانت و بازتاب آن در جهان امروز؛ علی محمودی، فصلنامه پژوهش حقوق و سیاست، شماره۲۰، بهاروتابستان۱۳۸۵» دسترسی در نشانی :
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/387681

۱۶- نقل با اختصار و اندکی تغییر و افزوده از مقاله «صلح پایدار کانت و بازتاب آن در جهان امروز؛علی محمودی»


۱۷- نقل با تغییراتی در متن از مقاله «صلح دموکراتیک در روابط بین¬الملل؛عبدالله قنبرلو، پژوهشنامه دفاع مقدس،سال¬ اول، شماره ۱،بهار۱۳۹۰». دسترسی در نشانی:
http://www.pdm8.ir/pdf_5937_db76b719c5cf12ecb2506aaa1524a702.html
۱۸- برای آگاهی بیشتر ر.ک. به مقاله «صلحدموكراتيكدرروابطبین الملل،عبدالله قنبرلو»
۱۹- برای روایت دیدگاه کانت و مسائل و نکات نظریه او در این بخش آنچه خواندید به طور کامل از مقاله «صلح پایدار کانت و بازتاب آن در جهان امروز؛علی محمودی» نقل قول و مطلب شده است با تغییرات محصول خلاصه نویسی و اندکی افزوده. علاوه بر این از مقالات «دموکراسی،عدالت و صلح، زهرا نوع¬ پرست»و«صلحدموكراتيكدرروابطبین الملل،عبدالله قنبرلو»،«نظریه صلح دموکراتیک؛حمیدحیدری» و نیز « رساله طرحی فلسفی به سوی صلح ابدی؛ایمانوئل کانت» بهره برده ام.
۲۰- برای مطالعه این دو سند مهم ر.ک. به نشانی های زیر :
http://www.un-documents.net/a47-277.htm (۱۹۹۲سند)
http://www.securitycouncilreport.org/atf/cf/%7B65BFCF9B-6D27-4E9C-8CD3-CF6E4FF96FF9%7D/UNRO%20S1995%201.pdf(سند۱۹۹۵)
۲۱- این موضوع مهم را در سال ۱۹۹۴ پطرس غالی در سند«دستورکار برای توسعه – مجمع عمومی سازمان ملل متحد۱۹۹۴ گزارش شماره ۹۳۵/۴۸/الف» مطرح و تبیین کرد که حاصل درخواست مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامه شماره ۱۸۱/۴۷مورخ ۲۲دسامبر۱۹۹۲ از دبیرکل وقت برای جمع آوری نظرات کشورها در همه سطوح درباره موضوع توسعه بود.برای مطالعه سند ر.ک. :
http://hdr.undp.org/sites/default/files/reports/255/hdr_1994_en_complete_nostats.pdf
۲۲- برای تفصیل و بررسی انتقادی ر.ک. به مقاله «بررسی جهانی شدن دموکراسی و تأثیر آن برصلح وامنیت بین الملل؛هادی احتشامی،فصلنامه سیاست،شماره۹،بهار۱۳۸۸». دسترسی درنشانی:
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/454240
۲۳- برای اطلاع بیشتر و سایر مطالب در این زمینه ر.ک. به :

https://tavaana.org/fa/content/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4

۲۴- بخشی ازین بنیان ها را در تحقیق در حال انجام با موضوع «فلسفه سیاسی دیانت بهائی» واکاوی و تحلیل خواهم نمود که در آینده نه چندان دوری در قالب رساله¬ای مستقل تقدیم اهل دانش و بینش خواهد شد.
۲۵- برای آگاهی بیشتر از نظرات حضرت عبدالبهاء و حضرت ولی امرالله رجوع شود به:«پیام ملکوت،عبدالحمید اشراق خاوری»،«انوارهدایت، بیت¬العدل¬اعظم»،«نظم جهانی بهائی:منتخب توقیعات حضرت ولی امرالله؛هوشمندفتح اعظم»،«ندا به اهل عالم، حضرت ولی امرالله، اقتباس و ترجمه هوشمند فتح اعظم»،«ظهورعدل الهی،حضرت ولی امرالله»،«هدف نظم بدیع جهانی، حضرت ولی امرالله» و ...
۲۶- در الواح و آیات متعدد جمال قدم جدال و نزاع و قتال و مایتکدّر بِهِ الانسان را حرام و منع و نهی اکید کرده اند. برای نمونه ر.ک. به : مجموعه اشراقات،ص۷۱-۷۰و۱۳۴-۱۳۳و۱۴۱-۱۴۰و۸۰و۱۵۱-۱۵۰؛دریای ¬دانش،ص۲۴و۱۰۵ ؛ مجموعه ¬آثار مبارکه ج ۲۶، ص ۱۱۶ و ۱۱۷ و ۳۵۰ و۳۶۷ ؛ کتاب مستطاب اقدس،بند۱۹و۷۳و۱۴۸و۱۵۳و...
۲۷- "حق از برای ظهورکن و زمودعه درنفوس آمده؛نزاع وجدال شأن درنده های ارض بوده و هست.اعمال پسندیده شأن انسان."(مجموعه اشراقات،ص۱۴۱) ؛ " قل یا حزب الله، به یقین مبین بدانید فساد و نزاع و قتل و غارت شأن درندگان ارض است. مقام انسان و شأن اش به علم وعمل است." (مجموعه اشراقات،ص۱۴)
۲۸- برای نمونه ن.ک. به : مجموعه الواح مبارکه چاپ مصر،ص۱۲۴و۲۸۹و۱۱۷ ؛ مجموعه اشراقات،ص۱۵۱-۱۵۰و۲۸ ؛ کتاب مستطاب اقدس،بند۱۴۴
۲۹- برای تفصیل این موارد در آثار حضرت بهاء الله و مبینین آثار ایشان ( حضرت عبدالبهاء،حضرت ولی امرالله) و نیز هدایات بیت العدل اعظم ر.ک. به «مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده»؛«گلزار تعالیم بهائی، ریاض قدیمی»،«پیام ملکوت، عبدالحمید اشراق خاوری»،« انوارهدایت، بیت العدل اعظم»،«نظم جهانی بهائی:منتخب توقیعات حضرت ولی امرالله؛هوشمندفتح اعظم»،«ندا به اهل عالم، حضرت ولی امرالله، اقتباس و ترجمه هوشمند فتح اعظم»،«ظهورعدل الهی،حضرت ولی امرالله»،«هدف نظم بدیع جهانی، حضرت ولی امرالله» و ...
۳۰- برای آگاهی بیشتر ر.ک. به «ارکان نظم بدیع؛ غلامعلی دهقان» و « خضائل اهل بهاء و فرائض اصحاب شور؛ محفل ملی بهائیان ایران،۱۲۸ بدیع»
۳۱- جزوه نظم اداری(طرح حداقل معلومات امری)،ص۷
۳۲- نقد تطبیقی نظامات موجود اداری – سیاسی و دینی – با نظم اداری بهائی و «نظم بدیع جهانی بهائی» که طرح و مفاهیم آن در آثار بهائی به ویژه آثار حضرت ولی امرالله طرح و ارائه شده است نیازمند مقاله و بررسی های مستقل می باشد که در این مجال نمی گنجد. برای آشنایی مختصر با این تفاوت ها به «ارکان نظم بدیع» اثرغلامعلی دهقان به ویژه ص۲۰۰ الی ۲۰۳ مراجعه فرمایید. و نیز ر.ک. به مقاله «تحلیلی از دموکراسی لیبرال و نظم اداری بهائی، آرش ابی¬زاده، ترجمه و اقتباس پریوش سمندری» و نیز ر.ک. به «بیانیه صلح جهانی،بیت العدل اعظم،۱۹۸۵» که در آن بیت العدل اعظم الهی به دلیل ضعف و مشکلات نظامات موجود بشری، نظم اداری بهائی را به عنوان مدل جایگزین معرفی می فرمایند.

(یادداشت فوق در مجله مدارا وابسته به مجموعه بهایی نیوز منتشر شده است. نظرات نویسنده این یادداشت صرفا دیدگاه مجموعه بهایی نیوز نمی باشد)

آخرین ویرایش در یکشنبه, 30 آبان 1395 ساعت 19:46
Admin

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر دادن

درباره بهایی نیوز

"خبرگزاری بهایی نیوز" به منظور اطلاع رسانی در خصوص موارد نقض حقوق بشر، حقوق مدنی، حقوق اجتماعی و سیاسی شهروندان بهایی در چارچوب پیمان ها و معیارهای بین المللی حقوق بشر، تشکیل شده است.

مجموعه خبری بهایی نیوز برپایه اصول عرف حقوق بشر در هر جامعه ای در انعکاس اخبار نقض حقوق بشر جامعه بهایی کوشا خواهد بود و در راه احقاق حقوق حقه شهروندان بهایی تلاش خواهد داشت.  ادامه ...

خبرنامه

برای دریافت خبرهای بهایی نیوز در خبرنامه سایت عضو شوید
Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…